خرید بک لینک

تفسير نور ج 1 19

سيماى سوره حمد

سوره ى حمد كه نام ديگرش «فاتحة الكتاب» است، هفت آيه دارد[1] وتنها سوره اى است كه بر هر مسلمانى واجب است روزانه ده بار آن را در نمازهاى شبانه روزى بخواند و در صورت ترك عمدى نماز او باطل است. «لاصلاة الّا بفاتحة الكتاب»[2]

بنا به روايت جابربن عبداللّه انصارى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله: اين سوره بهترين سوره هاى قرآن است. و به نقل ابن عباس؛ سوره ى حمد اساس قرآن است. در حديث نيز آمده است: اگر هفتاد مرتبه اين سوره را بر مرده خوانديد و زنده شد، تعجّب نكنيد.[3]

از نامگذارى اين سوره به «فاتحة الكتاب» توسط پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله،[4] معلوم مى شود كه تمام آيات قرآن در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله جمع آورى شده و به صورت كتاب در آمده است و به امر ايشان اين سوره در آغاز و شروع كتاب (قرآن) قرار گرفته است.

همچنين در حديث ثقلين مى خوانيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «انّى تارك فيكم الثقلَين

كتاب اللَّه و عترتى»[5] من دو چيز گرانبها در ميان شما مى گذارم، كتاب خدا و خاندانم. از اين حديث نيز معلوم مى شود كه آيات الهى در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله به صورت «كتاب اللّه» جمع آورى شده و به همين نام در ميان مسلمانان معروف و مشهور بوده است.

سوره ى حمد- همانند خود قرآن- مايه ى شفاست، هم شفاى دردهاى جسمانى و هم شفاى بيمارى هاى روحى.[6]

«1» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند بخشنده ى مهربان.

نكته ها:

بر زبان آوردن «بِسْمِ اللَّهِ» در شروع هر كارى سفارش شده است؛ در خوردن و خوابيدن

ونوشتن، سوارشدن بر مركب ومسافرت وبسيارى كارهاى ديگر. حتّى اگر حيوانى بدون نام خدا ذبح شود، مصرف گوشت آن حرام است و اين رمز آن است كه خوراك انسان هاى هدف دار و موحّد نيز بايد جهت الهى داشته باشد.

سؤال: چرا در شروع هر كارى «بِسْمِ اللَّهِ» سفارش شده است؟

پاسخ: «بِسْمِ اللَّهِ»* آرم ونشانه ى مسلمانى است وبايد همه كارهاى او رنگ الهى داشته باشد.

سيماى «بِسْمِ اللَّهِ»

1. «بِسْمِ اللَّهِ» نشانگر رنگ وصبغه ى الهى وبيانگر جهت گيرى توحيدى ماست.[7]

2. «بِسْمِ اللَّهِ» رمز بقا ودوام است. زيرا هرچه رنگ خدايى نداشته باشد، فانى است.[8]

3. «بِسْمِ اللَّهِ» رمز عشق به خدا وتوكّل به اوست. به كسى كه رحمان و رحيم است عشق مى ورزيم و كارمان را با توكّل به او آغاز مى كنيم، كه بردن نام او سبب جلب رحمت است.

4. «بسم اللَّه» رمز خروج از تكبّر و اظهار عجز به درگاه الهى است.

5. «بسم اللَّه» گام اوّل در مسير بندگى و عبوديّت است.

6 «بسم اللَّه» بيانگر انگيزه ماست، يعنى خدايا هدفم تو هستى نه مردم، نه طاغوت ها ونه جلوه ها و نه هوس ها.

«2» الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ

سپاس و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است.

نكته ها:

«ربّ» به كسى گفته مى شود كه هم مالك وصاحب چيزى است و هم در رشد و پرورش آن نقش دارد.

خداوند هم صاحب حقيقى عالم است و هم مدبّر و پروردگار آن. پس همه هستى حركت تكاملى دارد و در مسيرى كه خداوند معيّن كرده، هدايت مى شود.

مفهوم حمد، تركيبى از مفهوم مدح و شكر است. انسان در برابر جمال و كمال و زيبايى، زبان به ستايش و در برابر نعمت و خدمت واحسان ديگران، زبان به تشكّر مى گشايد.

خداوند متعال به خاطر كمال و جمالش، شايسته ى ستايش وبه خاطر احسان ها و نعمت هايش، لايق شكرگزارى است.

«الحمد لله»، بهترين نوع تشكّر از خداوند است. هر كس در هرجا، با هر زبانى، هرگونه ستايشى از هر كمال و زيبايى دارد، در حقيقت سرچشمه ى آن را ستايش مى كند. البتّه حمد خداوند منافاتى با سپاسگزارى از مخلوق ندارد، به شرط آنكه به امر خداوند و در خط و مسير او باشد.

پيام ها:

1- همه ستايش ها براى اوست. «الْحَمْدُ لِلَّهِ»[9]

2- همه ى هستى، تحت تربيت خداوند يكتاست. «رَبِّ الْعالَمِينَ»

3- امكان رشد و تربيت، در همه ى موجودات وجود دارد. «رَبِّ الْعالَمِينَ»

4- خداوند هم انسان ها را با راهنمايى انبيا تربيت مى كند، (تربيت تشريعى) و هم جمادات ونباتات وحيوانات را رشد وپرورش مى دهد. (تربيت تكوينى)

«3»-الرحمن الرحیم

5- رحمانيّت خداوند، دليل بر ستايش اوست. «الحمدللَّه ... الرّحمن الرّحيم»

«4» مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ

(خدايى كه) مالك روز جزاست.

نكته ها:

مالكيّت خداوند، حقيقى است و شامل احاطه و سلطنت است، ولى مالكيّت هاى اعتبارى، از سلطه ى مالك خارج مى شود و تحت سلطه ى واقعى او نيست. «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»

با آنكه خداوند مالك حقيقى همه چيز در همه وقت است، ولى مالكيّت او در روز قيامت و معاد جلوه ى ديگرى دارد؛

* در آن روز تمام واسطه ها واسباب نسبت به كفار قطع مى شوند. «تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ»[10]

* نسبت ها و خويشاوندى ها نسبت به كفار از بين مى رود. «فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ»[11]

* براى كفار مال و ثروت و فرزندان، سودى ندارند. «لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ»[12]

* بستگان و نزديكان نيز فايده اى نمى رسانند. «لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحامُكُمْ»[13]

* نه زبان كفار، اجازه عذر تراشى دارد و نه فكر آنها، فرصت تدبير. تنها راه چاره لطف خداوند است كه صاحب اختيار آن روز است.

«مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» نوعى انذار و هشدار است، ولى با قرار گرفتن در كنار آيه ى «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» معلوم مى شود كه بشارت و انذار بايد در كنار هم باشند. نظير آيه شريفه ديگر كه مى فرمايد: «نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ. وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الْأَلِيمُ»[14] به بندگانم خبر ده كه من بسيار مهربان و آمرزنده ام، ولى عذاب و مجازات من نيز دردناك است.

«5» إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

(خدايا) تنها ترا مى پرستيم و تنها از تو يارى مى جوئيم.

پيام ها:

1- خداوند متعال، از جهات مختلف قابل عبادت است و ما بايد حمد و سپاس او را به جا آوريم. به خاطر كمال ذات و صفات او كه «الله» است، به خاطر احسان و تربيت او كه «رَبِّ الْعالَمِينَ» است و به خاطر اميد و انتظار رحم و لطف او كه «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» است و به خاطر قدرت و هيبت او كه «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» است.

2- قيامت، پرتوى از ربوبيّت اوست. «رَبِّ الْعالَمِينَ ... مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»

3- قيامت، جلوه اى از رحمت خداوند است. «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»

نكته ها:

انسان بايد به حكم عقل، بندگى خداوند را بپذيرد. ما انسان ها عاشق كمال هستيم و نيازمند رشد و تربيت، و خداوند نيز جامع تمام كمالات و ربّ همه ى هستى است. اگر به مهر و محبّت نيازمنديم او رحمان و رحيم است و اگر از آينده دور نگرانيم، او صاحب اختيار و مالك آن روز است. پس چرا به سوى ديگران برويم؟! عقل حكم مى كند كه تنها بايد او را پرستيد و از او كمك خواست. نه بنده هوى و هوس خود بود و نه بنده زر و زور ديگران.

در نماز، گويا شخص نمازگزار به نمايندگى از تمام خداپرستان مى گويد: خدايا! نه فقط من كه همه ى ما بنده توايم، ونه تنها من كه همه ى ما محتاج و نيازمند لطف توايم.

خدايا! من كسى جز تو را ندارم «إِيَّاكَ» ولى تو غير مرا فراوان دارى و همه هستى عبد و بنده ى تو هستند. «إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً»[15] در آسمان ها و زمين هيچ چيزى نيست مگر اين كه بنده و فرمان بردار خداوند رحمان هستند.

جمله «نَعْبُدُ» هم اشاره به اين دارد كه نماز به جماعت خوانده شود و هم بيانگر اين است كه مسلمانان همگى برادر و در يك خط هستند.

مراحل پرواز معنوى، عبارت است از: ثنا، ارتباط و سپس دعا. بنابراين اوّل سوره ى حمد ثناست، آيه ى «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» ارتباط و آيات بعد، دعا مى باشد.

گفتگو با محبوب واقعى شيرين است، شايد به خاطر همين كلمه «إِيَّاكَ»* تكرار شد.

پيام ها:

1- ابتدا بايد بندگى خدا كرد، آنگاه از او حاجت خواست. «نَعْبُدُ، نَسْتَعِينُ»

2- بندگى، تنها در برابر خداوند رواست نه ديگران. «إِيَّاكَ نَعْبُدُ»

3- گر چه عبادت از ماست، ولى در عبادت كردن نيز نيازمند كمك او هستيم.

«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»[16]

4- «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» يعنى نه جبر است و نه تفويض. چون مى گوييم:

«نَعْبُدُ» پس داراى اختيار هستيم و نه مجبور. وچون مى گوييم: «نَسْتَعِينُ» پس نياز به او داريم و امور به ما تفويض نشده است.

5- شناخت خداوند و صفات او، مقدمّه دست يابى به توحيد و يكتاپرستى است.

«رَبِّ الْعالَمِينَ، الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ، إِيَّاكَ نَعْبُدُ»

«6» اهدنا الصراط المستقیم

نكته ها:

راه مستقيم مراتب و مراحلى دارد. حتّى كسانى كه در راه حقّ هستند، مانند اولياى خداوند، لازم است براى ماندن در راه و زيادشدن نورِ هدايت، دعا كنند. «وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً»[17]

پيام ها:

1- همه ى هستى، در مسيرى كه خداوند اراده كرده در حركتند. خدايا! ما را نيز در راهى كه خود دوست دارى قرار بده. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ»

2- درخواست هدايت به راه مستقيم، مهم ترين خواسته ى يكتاپرستان است.

«إِيَّاكَ نَعْبُدُ ... اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ»

3- براى دست يابى به راه مستقيم، بايد دعا نمود. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ»

«7» صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ

(خداوندا! ما را به) راه كسانى كه آنها را مشمول نعمت خود ساختى، (هدايت كن) نه غضب شدگان و نه گمراهان!

نكته ها:

اين آيه راه مستقيم را، راه كسانى معرّفى مى كند كه مورد نعمت الهى واقع شده اند وعبارتند از: انبيا، صدّيقين، شهدا وصالحين.[18] توجّه به راه اين بزرگواران و آرزوى پيمودن آن وتلقين اين آرزو به خود، ما را از خطر كجروى وقرار گرفتن در خطوط انحرافى باز مى دارد.

بعد از اين درخواست، از خداوند تقاضا دارد كه او را در مسير غضب شدگان وگمراهان قرار ندهد. زيرا بنى اسرائيل نيز به گفته قرآن، مورد نعمت قرار گرفتند، ولى در اثر ناسپاسى ولجاجت گرفتار غضب شدند.

قرآن، مردم را به سه دسته تقسيم مى نمايد: كسانى كه مورد نعمت هدايت قرار گرفته

وثابت قدم ماندند، غضب شدگان و گمراهان.

مراد از نعمت در «أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ»، نعمتِ هدايت است. زيرا در آيه ى قبل سخن از هدايت بود. علاوه بر آنكه نعمت هاى مادى را كفّار ومنحرفين وديگران نيز دارند.

هدايت شدگان نيز مورد خطرند و بايد دائماً از خدا بخواهيم كه مسير ما، به غضب و گمراهى كشيده نشود.

ما در هر نماز، از خداوند مى خواهيم كه مانند غضب شدگان نباشيم. يعنى نه اهل تحريف آيات و نه اهل ربا و نه اهل فرار از جهاد در راه حقّ، و همچنين از گمراهان نباشيم، آنان كه حقّ را رها كرده و به سراغ باطل مى روند و در دين و باور خود غلوّ و افراط كرده و يا از هوى و هوس خود و يا ديگران پيروى مى كنند.[19]

انسان در اين سوره، عشق و علاقه و تولّاى خود را به انبيا و شهدا و صالحان و راه آنان، اظهار و ابراز داشته و از مغضوبان و گمراهان تاريخ نيز برائت و دورى مى جويد و اين مصداق تولّى و تبرّى است.

تفسير نور، ج 1، ص: 43



[1] ( 1). عدد هفت، عدد آسمان ها، ايّام هفته، طواف، سعى بين صفا ومروه و پرتاب سنگ به شيطان نيز مى باشد.

[2] ( 2). مستدرك، ج 4، ح 4365.

[3] ( 3). بحار، ج 92، ص 257.

[4] ( 4). عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 27.

[5] ( 1). بحار، ج 2، ص 100.

[6] ( 2). علّامه امينى قدس سره در تفسير فاتحة الكتاب، روايات زيادى را در اين زمينه نقل نموده است.

[7] ( 4). امام رضا عليه السلام مى فرمايد: بسم اللَّه يعنى نشان بندگى خدا را بر خود مى نهم. تفسير نورالثقلين.

[8] ( 6).« كُلُّ شَيْ ءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ» قصص، 88.

[9] ( 2). الف ولام در« الْحَمْدُ» به معناى تمام حمد و جنس ستايش است.

[10] ( 1). بقره، 166.

[11] ( 2). مؤمنون، 101.

[12] ( 3). شعراء، 88.

[13] ( 4). ممتحنه، 3.

[14] ( 1). حجر، 49- 50.

[15] ( 1). مريم، 93.

[16] ( 1).« وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ» اگر هدايت الهى نبود ما هدايت نمى يافتيم. اعراف، 43.

[17] ( 1). كسى كه مى گويد« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ...» مراحلى از هدايت را پشت سر گذارده است، بنابراين درخواست او، هدايت به مرحله بالاترى است.

[18] ( 1).« مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ»، كسانى كه خدا و رسول را پيروى كنند، آنان با كسانى هستند كه خدا آنها را نعمت داده است، از پيامبران، راستگويان، شهدا و صالحان. نساء، 69 و آيه 59 سوره مريم.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۶ساعت 14:38&nbsp توسط جواداستادمحمدی |

برچسب: نویسنده: پندار پورعلی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 12:56

صفحه بندی